السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
96
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
جملهء « حى على خير العمل » « 1 » و برخوردش با تشريع متعهء حج « 2 »
--> ( 1 ) - شرح تجريد ، قوشجى ، اواخر مبحث امامت كه آمده است : تمام همت اولى الأمر مصروف گسترش دعوت اسلامى و فتح ممالك شرق و غرب شد . اين امر امكان نداشت مگر با تشويق لشكريان اسلام به انداختن خويش در مهالك و خطرها ، بهطورى كه قلبهايشان مالامال از عشق به جهاد شود و معتقد شوند جهاد بهترين عملى است كه مىتوان روز معاد به آن اميد بست . از اين جهت بهتر ديدند عبارت « حى على خير العمل » را حذف كنند و با اين كار مصلحت آن روز را ، بر آنچه در شرع مقدس آمده بود مقدم داشتند ؛ از اين رو خليفهء دوم بر روى منبر گفت : « سه چيز در عهد رسول خدا حلال بود و من از آنها نهى مىكنم و آنها را حرام مىشمارم و انجام آنها در اين زمان مجازات دارد : متعهء زنان ، متعهء حج و گفتن « حىّ على خير العمل » در اذان . ( 2 ) - التاج الجامع للاصول فى احاديث الرسول ، شيخ منصور على ناصف ، از علماى شريف دانشگاه الازهر ، ج 2 ، ص 124 ، كتاب حج . از ابى جمرهء ضبعى نقل است : خواستم حج تمتع بهجاى آورم . بعضى از مردم مرا از انجام آن نهى كردند . مسأله را از ابن عباس سؤال كردم . او به من گفت انجام دهم و من هم انجام دادم . سپس به خانه آمدم و خوابيدم . در خواب كسى را ديدم كه نزد من آمد و گفت : حج و عمرهات مورد قبول خداوند قرار گرفت . از خواب بيدار شدم و نزد ابن عباس آمدم و رؤيايم را براى او نقل كردم . ابن عباس گفت : اللّه اكبر ، اللّه اكبر ! سنت ابو القاسم همين است . اين حديث را مسلم و بخارى روايت كردهاند و از عمران بن حصين نقل است : آيهء حج تمتع نازل شد و ما با رسول خدا آن را انجام داديم و قرآن آن را حرام نكرد و حضرت از آن نهى نكرد تا اينكه از دنيا رفت . اين روايت را مسلم و بخارى نقل كردهاند . شيخ ناصف در ذيل اين روايت مىگويد : نهى از متعه ، از عمر و عثمان و معاويه شهرت دارد .